تبلیغات
░▒▓♥ॡعـ ـ ـشـ ـق مـ ـ ـتـ ـ ـفـ ـاوتॡ♥▓▒░ - فاحـــشه ای در آغوش خدا!!
http://javanha.com/img/2013/04/tajaozwww.jahaniha.com_.jpg

اذان شد
فاحشه وارد مسجد شد
گوشه ای نشست
دوتا پیرزن اونجا میگفتند:نگاه کن زنیکه خراب اومده واسه ما نماز خون شده!!نمیدونه ما آمارش رو داریم در روز کنار چند نفر میخوابه...
اون دوتا پیرزن رفتن کنار یکی دیگه
بازم پشت سر فاحشه شروع کردن حرف زدن
سومی که جوونتر بود گفت:استغفرلله...مسجد جای شیطان پرستا نیست...!!!
در حدود یک دقیقه کل مسجد پر شد که فاحشه ای تو مسجده!
فاحشه دلش گرفت و اومد بیرون
من جلو در وایساده بودم و داشتم سیگار میکشیدم

وقتی فاحشه رو دیدم با تعجب گفتم:مگه نمازتو خوندی؟؟
کل داستان رو واسم تعریف کرد
سیگارم رو زیر پا له کردم دستش رو گرفتم و گفتم:
بیخی...مهم اینه که تو خــــداپرستی!!!
لبخند زد و گفت:فاحـــشه ای در آغوش خدا!!


برچسب ها:فقط عشق، فاحشه، فقر و فحشا، مسجد، حاجی،
تاریخ : چهارشنبه 8 خرداد 1392 | 04:00 ب.ظ | نویسنده : Ali D | نظرات()